Go to Homepage

بسوزم...

دکتر علی شریعتی



Print

زندگى نامه
شریعتی در یک نگاه
فهرست مجموعه آثار
كتب و مقالات
سخنرانى‌ها
اشعار
انتشارات
گالرى عكس‌ها
ویدئو و صوتى‌
دفتر يادبود
كاوشگر سايت
تماس
صفحه اوّل
English Site
چه اميد بندم در اين زندگانى
که در نااميدى سرآمد جوانى
سرآمد جواني و ما را نيامد
پيام وفايى از اين زندگانى

بنالم زمحنت همه روز تا شام
بگريم زحسرت همه شام تا روز
تو گويى سپندم بر اين آتش طور
بسوزم از اين آتش آرزو سوز 

بود کاندرين جمع ناآشنايان
پيامى رساند مرا آشنايى؟
شنيدم سخن‌ها ز مهر و وفا،
ليک نديدم نشانى زمهر و وفايى 

چو کس با زبان دلم آشنا نيست
چه بهتر که از شکوه خاموش باشم
چو يارى مرا نيست همدرد،
بهتر که از ياد ياران فراموش باشم 

ندانم در آن چشم عابد فريبش
کمين کرده، آن دشمن دل‌سيه کيست؟
ندانم که آن گرم و گيرا نگاهش
چنين دل‌شکاف و جگرسوز از چيست؟

ندانم در آن زلفکان پريشان
دل بى‌قرار که آرام گيرد
ندانم که از بخت بد آخر کار
لبان که از آن لبان کام گيرد؟


كليه حقوق محفوظ ميباشد
Copyright © 1997 - 2017