Go to Homepage

علی، بنیانگذار وحدت

بخش ۱

دکتر علی‌ شریعتی



Print

زندگى نامه
شریعتی در یک نگاه
فهرست مجموعه آثار
كتب و مقالات
سخنرانى‌ها
اشعار
انتشارات
گالرى عكس‌ها
ویدئو و صوتى‌
دفتر يادبود
كاوشگر سايت
تماس
صفحه اوّل
English Site

‫در این چند جلسه اخیر، هم به مناسبت زمان و هم به مناسبت نوعِ تفکر و حال و وضع فکری‌ای که به آن رسیده بودم، بیشترِ مباحث درباره تشیع‬ ‫مطرح شد. اینک بر اساس مسائلی که درباره تشیع اینجا مطرح کردم، اول تیترها و عنوان‌ها را عرض میکنم برای اینکه اگر از آقایان و خانمها کسانی ‫خواسته باشند مسأله بررسی علمی و جامعه شناسی تشیع را با آن زاویه و دیدِ خاصی که من دارم مطالعه کنند بتوانند به سادگی تهیه بکنند و با مطالعه‬ ‫مجموعِ این مباحث که ابعادِ گوناگون مسأله را تشکیل میدهد، بتوانند یک قضاوت کلی و کامل درباره مذهب شیعه بکنند (البته با این دیدی که من‬ ‫دارم و با آن مِلاکی که می‌سنجم).‬

‫مهمترین مبحثی که سال گذشته در دو یا سه جلسه در اینجا شروع کردم، به نامِ فلسفه سیاسی و جامعه شناسی امت و امامت بود.‬

"جامعه شناسی امت و امامت"، یک بحث جامعه شناسی درباره امت بود که اصلاً "امت" چیست؟ و در برابرِ بینش‌های جامعه شناسی مختلف و‬ ‫تلقین‌های گوناگونی که در مکتبها و زبانها و در فرهنگهای مختلف بشری از "جامعه" وجود دارد، "امت" که "جامعه ایده آل" و "جامعه نمونه اسلامی"‬ ‫است، چه وضعی دارد و چه شکلی؟ و بر اساس چه ابعاد و پایه‌هایی است؟‬

‫بعد ضرورتاً به این نتیجه میرسیدم که اساساً وقتی "امت" مطرح میشود، جبراً "امامت" مطرح میشود، یعنی "امامت" یک رژیم اجتماعی، سیاسی‬ ‫و فکری خاص و لاینفک جامعه "امت" است.‬

‫ٔ‬‫جامعه مسلمین عبارت است از جامعه‌ای که مسلمانها در آن زندگی میکنند، یا هر رژیمی، با هر نظامی و با هر شکل اجتماعی یا شکل اقتصادی.‬ این میشود جامعه مسلمین، در برابرِ جامعه مسیحی، در برابرِ جامعه بودائی، یعنی اجتماعی از بودائیها، اجتماعی از مسیحیها، اجتماعی از مسلمانها.‬

‫اما "امت اسلامی" بر اساس آن موازین یک جامعه خاص، با یک روابط خاص، نظامهای خاص و گروه بندی اجتماعی خاص و ابعاد و اشکال خاص است ‫که ضرورتاً از متن "امت"، "امامت" منشعب میشود. بنابراین "امامت" برخلاف و غیر از مباحثی است که تا کنون مطرح شده و در ذهن‌های ما هست؛ یک‬ ‫نظامِ اجتماعی خاص بر اساس یک مکتب خاص است و اخص است در برابرِ نظامهای دیگر مثل اَریستوکراسی، دموکراسی، اُلیگارشی، مونارشی، دیکتاتوری؛‬ ‫در برابرِ اینها اصولاً "امامت" یک رژیم و یک نظام است. این، بحث اساسی طرح تشیع است، که خط درشت سیمای تشیع، این است.‬

‫بعد مباحثی که درباره حضرت امیر که در سال پیش داشتم، یکی "علی تنهاست" که خود به خود شناخت علی، شناخت تشیع است، چنان که شناخت‬ ‫پیامبرِ اسلام، شناخت خودِ اسلام است. و بحث دیگر "علی حقیقتی بر گونه اساطیر"، یعنی علی حقیقتی است به شکل خدایان اساطیری که‬ ‫آنها حقیقت ندارند.‬

‫کنفرانس دیگر "علی انسان تمام"، و یک بحث دیگری که مُکمل همه این مباحث است، "فلسفه تاریخ در ادیان ابراهیمی" است که این‬ ‫فلسفه تاریخ در ادیان ابراهیمی متصل میشود به امامت شیعی و فلسفه انتظارِ شیعی، که مجموعاً یک فلسفه تاریخ خاص را میسازد، در برابرِ فلسفه‌های‬ ‫تاریخی که در دنیا وجود دارد: مال هگل، مارکس، سارتر یا فلسفه‌های تاریخی که مذاهب دارند، مثل فلسفه تاریخ بودا، فلسفه تاریخ زرتشت.‬

‫امسال باز در دنباله آن مباحث، بحث اساسی‌ای که مطرح کردم، یکی فلسفه انتظار است ـ به طورِ کلی ـ تحت عنوان "انتظار، مذهب اعتراض".‬

‫این جلسه گرچه در روزِ عزا و سوگواری عمومی است ولی چون برنامه من، برنامه اختصاصی بوده، بیشترِ خانمها و آقایان که شرکت کرده‌اند از کسانی‬ ‫هستند که به مباحث این شکلی علاقمندند، و چون امروز روزِ آخری است که من سخنرانی عمومی میکنم، میخواستم یک طرح کلی از همه این مباحث‬ ‫بدهم برای مطالعه، که جلسات این جوری اَبتر و عقیم نمانَد و فقط به یک برداشتهای احساسی و موقتی اکتفا نکنیم، و در میان چند هزار نفر، اگر چند‬ ‫نفر دنبال این کار را بگیرند و آن ایده‌های اساسی و طرح‌های اساسی را که اینجا مطرح شده، با تحقیق و مطالعه و بررسی ادامه بدهند، ارزشش بهتر از‬‫صدها جلسه گرم و پُر شکوه است.‬

‫ِ‬‫" انتظار، مذهب اعتراض"، یعنی درست برعکس آنچه که باز در تلقی‌های ما ـ هم مؤمن‌مان و هم کافرمان ـ هست، که انتظار فلسفه تسلیم است و‬‫فلسفه تمکین، و مذهب منفی است ـ برعکس ـ انتظار، مذهب اعتراض است و بر این اساس که اصولاً آدمِ منتظرِ یک حادثه یا یک ظهور، آدمی هست که‬ ‫به آنچه که اکنون هست، راضی نیست والا منتظرِ تغییر نیست. خشنود، در انتظارِ تغییر نیست؛ ناراضی، در انتظارِ تغییر است. بنابراین خودِ " انتظار داشتن"‬ ‫در ذاتش نسبت به وضع موجود "اعتراض داشتن" است. تمامِ مسائلی که در فلسفه انتظار و اعتقادِ انتظار در مذهب شیعه مطرح است، من فقط و فقط‬ ‫از نظرِ تحلیل جامعه شناسی و تاریخی و طبقاتی آن بحث کردم و اساسی‌ترین بحثی که در تمامِ این مدت داشتم، که کلی‌تر از همه این بحث‌هاست‬ ‫یعنی در برگیرنده همه این مباحث است ـ حتی بسیاری از مباحثی که هنوز فرصت نکرده‌ام مطرح کنم ـ این کنفرانس اخیر تحت عنوان "تشیع علوی‬ ‫و تشیع صفوی" بود، یعنی بررسی اصول اساسی اعتقاد در مذهب تشیع علوی و بررسی همان اصول اعتقادی در مذهب دیگری به نامِ تشیع صفوی است‬ ‫که دو تا مذهب است و دو تا نهضت است، منتها در قالبها و اسامی مشابه.‬

‫"مسئولیت شیعه بودن"؛ این سخنرانی ما قبل آخر است. خود به خود در مسئولیت شیعه بودن، "شیعه بودن" مطرح میشود و معنی میشود، به آن‬ ‫شکلی که در این نظرگاه تلقی میشود.‬

‫و بعد سخنرانی دیشب، پَریشب و پَس پریشب من: "چه نیازی است به علی" هست. در پَریشب شرح حال حضرت علی را تقسیم بندی و فصل بندی‬ ‫کردم. فصل اول : بیست و سه سال مبارزه برای مکتب؛ فصل دوم: بیست و پنج سال تحمل برای وحدت؛ فصل سوم: پنج سال تلاش برای عدالت.

بنابراین‬ ‫سه شعار خلاصه همه زندگی علی است: مکتب، وحدت، عدالت.‬

بحث دیشب اینکه چگونه تاریخ و سرگذشت طبقه محروم در تاریخ به تشیع منجر شد، در عنوان یک حکایت و سرنوشت فردی. و طرح دیشب‬ ‫در عین حال یک مسأله مهمتری را مطرح میکند و آن این است که تشیع گاه در یک تنگنای حقیر و در رابطه بین شیعه و سنی مطرح میشود، گاه در‬ ‫یک زمینه و افق بسیار وسیع جهانی، بشری و تاریخ انسان بر روی زمین.‬

بنابراین یک تشیع فرقه‌ای داریم و یک تشیع بزرگ انسان، یعنی در اِشل انسان بحث میشود، و مذهب یک طبقه در برابرِ طبقه دیگر در مسیرِ تاریخ‬ ‫است، و آن تشیعی است که از آغازِ تاریخ انسان شروع میشود تا به علی میرسد و بعد، در برابرِ آن تشیع فرقه‌ای است که در تصادمِ بین شخصیتهای‬ ‫تاریخی در ذهن ما شکل میگیرد.‬

امروز عنوان سخنم عبارت است از : "علی، بنیان گذارِ وحدت".‬

قبل از این که به این مسأله بپردازم، یک تذکری را بدهم و آن این است که در اغلب این عنوانها و یا مسائلی که تحت این عنوانها مطرح میشود،‬ ‫یک چیز تقریباً مشترک است، و آن این است که غالب این مسائل که در تشیع مطرح است و در ذهن عمومِ جامعه کنونی شیعی مطرح است، درست این‬ ‫عناوین و این مسائلی که اینجا مطرح میشود عکس آن است و در جهت ضدِ آن. این را برای خیلی از کسانی میگویم که هم به من اعتراض دارند که چرا‬ ‫در یک چنین زمانی، باز مسائل شیعه و سنی و مذهب و امثال اینها را مطرح میکنی؟ و خیال میکنند که من آنچه را که هست، توجیهِ علمی و منطقی‬ ‫میخواهم بکنم، و همچنین جواب به آنهایی که اساساً چون این زبان و اصطلاح، با آنچه که او معتقد است و توی ذهنهای دیگران پخش میکند،‬ ‫تشابه ندارد، این اندازه انصاف ندارد که بگوید آن یک نوع تشیع را قائل است و من یک نوعِ دیگری از تشیع را؛ نه! تشیع را فقط همان میداند که خودش ‫معتقد است و به ارث به او رسیده یا فرا گرفته است، و هر کس با آن سلیقه و آن ذائقه، هم سلیقه و هم ذائقه نباشد، اساساً شیعه نیست!‬

‫یکی از دوستان از قول یکی از مقدسین ـ که از مقدسین و پاکان بنام است ـ نقل میکرد که گفته: چون فلان جمله‌ای را در کتابش نوشته که با عقایدِ‬ عمومی شیعی متناسب نیست، پس زندیق و دَهری و کافر است. گفتم: عجب آدمِ پاک و با تقوی و همچنین با شعور و با سوادی ـ هر سه ضربه ـ بوده! ‫برای اینکه اگر آدم به یک عقیده‌ای از عقایدِ شیعه معتقد نباشد، سنی میشود و دیگر دَهری و زندیق نمیشود.‬

‫می‌بینیم این مسائل برعکس آن چیزی است که در ذهن مطرح شده، و آن نشانه همان حرف اولی است که در آغازِ این سخنانم گفتم، که بیش از‬‫همه مذاهب در دنیا اسلام رَویه فعلی‌اش با رویه قبلی‌اش تضاد پیدا کرده، و واقعیت موجودش با حقیقت مجهولش متضاد است و نه مختلف، و بیش از‬‫همه فرقه‌ها در اسلام، تشیع است که بین آنچه که بود با آنچه که هست، فاصله از کفر و دین بیشتر افتاده است.‬

‫یک وقتی من یک کتابی چاپ میکردم؛ دادم چاپخانه و فرصت نکرده بودم که خودم غلط گیری کنم؛ دیدم که خیلی راحت آن را چیده‌اند: "میباشد"ها‬ ‫را "نمیباشد" و "نمیباشد"ها را "میباشد" چیده‌اند، والا جمله‌ها همه‌اش سرِجایش است. تشیع یک چنین تغییری پیدا کرده: تمامِ "می‌باشد"هایش‬ ‫"نمی‌باشد" شده است و "نمی‌باشد"هایش "میباشد".‬

‫دوره انتظار، دوره مسئولیت سنگینترِ انسان است و دوره غیبت، دوره مسئولیت شدیدترِ عالِم است؛ بعد شده دوره نفی مسئولیت و سلب مسئولیت‬ ‫از انسان و نا امیدی مطلق از هر کاری و بیهوده بودن هر عمل خیری.‬ ‫و یکی از آن چهره‌هایی که درست متضاد در مغزِ ما ترسیم شده است ـ هم در مغزِ ما که معتقدیم و هم در مغزِ کسانی که منکر هستند برای اینکه‬ ‫بسیاری از حقایق دگرگونه شده؛ گروهی به آن معتقدند و گروهی به آن حقیقت دگرگونه منکرند و هر دو در اشتباهند ـ ، این است که هم خودِ ما به‬ ‫یک شکل معتقد شده‌ایم و قانع شده‌ایم و هم دشمن و مخالف ما، ما را متهم کرده و میکند که اساساً آغازِ تشیع، آغازِ تفرقه در میان امت اسلامی بود‬ ‫و اساساً بنیان گذاری نهضت شیعی در تاریخ اسلام ـ چه بنیان گذاری نهضت به حقیقت باشد چنانکه ما معتقدیم، چه بر باطل باشد چنانکه مخالفین‬ ‫ما معتقدند ـ به هر حال، بنیان گذاری تفرقه در وحدت اسلامی بود. و تاریخ به این شکل به ما معرفی شده ـ هم به ما که معتقدیم و هم به آنهایی که‬ ‫مخالفاند ـ که اساساً علی پس از مرگ پیغمبر، چون مخالفت کرد و چون روی پای خودش ایستاد و چون به خلیفه موردِ اتفاق مسلمین رأی نداد و در‬‫خانه به اعتراض و اعتصاب نشست و بیعت نکرد و در برابرِ او، خود مدعی خلافت پیامبر شد و حتی مدعی منصوب شدن از طرف پیامبر و یا توصیه شدن ‫از طرف پیغمبر، خود به خود، علی یک فرقه و یک انشعاب خاصی را در درون حزب یک‌پارچه اسلام آغاز کرد. منتها ما که شیعه هستیم به این انشعاب‬ ‫معتقدیم، و میگوییم انشعاب "حق" بود از "باطل"؛ و آنها که با ما مخالفند باز هم به این انشعاب معتقدند و میگویند انشعاب "باطل" بود از "حق"؛ ولی‬ ‫در هر دو فکر این اصل مشترک است که علی بنیان گذارِ یک انشعاب بوده، و تشیع مظهرِ یک تفرقه در وحدت اسلامی و در تاریخ اسلام است.‬

‫الان ما معتقدیم که آنچه را اهل سنت و جماعت میگویند باید با آن مخالفت کنیم، و آنها هم معتقدند که ما شیعه علی، رافضی هستیم یعنی رفض‬ ‫و طرد کرده‌ایم چنگ زدن به این ریسمان وحدت اسلامی را، و آنچه را که موردِ اتفاق همه مسلمین هست، ما رفض کرده‌ایم، انشعابی هستیم. این‬ ‫بحث تاریخی است و نوعی تلقی این واقعه و نقش حضرت امیر در تاریخ اسلام بر ذهن شیعه‌اش و یا مخالف شیعه‌اش میباشد.‬

 




كليه حقوق محفوظ ميباشد
Copyright © 1997 - 2017